راههای جلوگیری از ثروت اندوزی
اسلام کار را مقدس می شمارد و کارگر را گرامی می دارد. در اسلام کسی که برای برآوردن نیازهای زندگی خود تلاش می ورزد بسان مجاهد راه خداست. زندگی با عزت هدف اسلام است. مسلمانان باید برای سربلندی جامعه اسلامی تلاش ورزند و از نظر علم و تکنولوژی در سطح بایسته قرار گیرند. رسیدن به این مهم نیاز به ذخائر سرمایه و علم دارد. در چنین سیری سرمایه مشروع پیشتیبانی می شود و دوام آن بستگی به سود دهی دارد. در این سیر شماری می خواهند بدون انجام کار به ثروت برسند. بهترین امکانات زندگی خوب را فراهم سازند. اینان برای رسیدن به هدف از هیچ گون تراز و معیاری پیروی نمی کنند. تمام قانونها و آیینها را زیر پا می نهند تا به ثروتهای بادآورده برسند و برای آنان مهم نیست که دیگران در فقر و تنگدستی به سر می برند.
در این ج بر آنیم به راههایی اشاره کنیم که دست ثروت اندوزان را کوتاه می کند و زمینه خلاف اندیشی و ثروت گرائی مطلق را می زداید و یا تخفیف می دهد.
آنچه ارائه می شود راهکار اقتصادی نیست رهنمودهایی کلی است برگرفته از قرآن و سنت که در تدوین سیاستهای اقتصادی و شیوه عملی کارگزاران لازم است مورد توجه قرار گیرد.
1. ساده زیستی کارگزاران : رهبران مایه عزت و شکوه حکومت هستند و آنانند مسؤول تأمین نیازهای گوناگون اقتصادی و اجتماعی جامعه. بیت المال به امانت در اختیار آنان قرار دارد آن را باید در راه منافع مردم به کار گیرند و از سوء استفاده های ناروا و ناشایست از آن بپرهیزند در اسلام رهبر جدای از مردم نیست تنها مسؤولیت بیش تری دارد. سطح زندگی او باید هم سطح زندگی دیگران باشد.
همراه بودن رهبران و بلندپایگان جامعه با گروههای گوناگون مردم بویژه پایین ترین آنان به مردم آرامش می دهد و از رنج مردم تهی دست می کاهد زیرا الگوهای ساده زیست را پیش روی دارند و از سوی دیگر برای به دست آوردن ثروت راه خلاف نمی پیمایند. این بدان معنی نیست که افراد از کار و تلاش دست بردارند و عزلت پیشه سازند بلکه مردم برای زندگی بهتر باید تلاش ورزند. این رهبران جامعه اند که نباید با خودنمایی و اشرافی گری دل مردم فقیر را به درد آورند و آنان را در جهت کارهای خلاف سوق دهند.
علی(ع) وقتی متوجه می شود که عاصم بن زیاد خانه نشینی را برگزیده و از زن و فرزند کناره گرفته است و به پندار خویش این روش را از امام(ع) گرفته امام(ع) خطاب به وی می فرماید:
(وَیْحَکَ إِنّی لستُ کأنت إن الله تعالی فَرَض علی أئمة العدل أنْ یقدّروا أنفسهم بضعفة الناس کیلا یتبَیَّغَ بالفقیر فَقْرُهُ.)51
وای بر تو! من مانند تو نیستم; زیرا خداوند بر پیشوایان دادگر واجب فرموده خود را با مردم ناتوان برابر نهند تا نداری نیازمند او را به هیجان و طغیان وا ندارد.
ساده زیستی حاکم افراد فرصت طلب و ثروت اندوز را از پیرامون او می پراکند و انسانهای مخلص و فداکار همکاری با وی را بر می گزینند و در نتیجه تمام کارگزاران نظام اسلامی اسوه دیگران خواهند شد و آرامش روانی در جامعه ایجاد می گردد; از این روی علی(ع) نه تنها خود ساده زیست است بلکه به کارگزاران خود نیز سفارش می کند که ساده بزیند و ذخیره اخروی داشته باشند نه ذخیره دنیوی که ثروت و مال است.52 در نامه خود به محمد بن ابوبکر که او را به هفت کلمه جامع فرا می خواند می فرماید:
(واجعل نفسک اسوة لقریب المسلمین وبعیدهم.)53
ادامه مطلب


